پایه خنک کننده لپ تاپ با صفحه شیشه ای، پایه دار و با 3 فن قوی و LED
چرا به پایه خنک کننده لپ تاپ نیاز داریم؟
حتما زمانی که با لپ تاپ خود مشغول کارکردن هستید، متوجه گرمای زیر لپ تاپ و بدنه آن شده اید. دمای بالا باعث کاهش عملکرد قطعات لپ تاپ شما نظیر پردازنده، کارت گرافیک و ... می گردد که علاوه بر آن، فرسایش زود هنگام و در نتیجه موجب خرابی آن در دراز مدت می شود.
پایه و خنک کننده لپ تاپ با فاصله ای که بین لپ تاپ و سطح زیرین آن به وجود می آورد به همراه 3 فن قوی که برق خود را از USB تامین می کنند، موجب گردش مناسب هوا و خنک ماندن قطعات لپ تاپ شما می گردد. این وسیله علاوه بر بالا بردن سرعت و عملکرد لپ تاپ، موجب افزایش طول عمر و جلوگیری از خرابی به دلیل گرما و گرد و غبار می شود.
ترس، احساس بدی است كه ما را از ارتكاب عمل یا فكری مثبت بازمیدارد یا فكر و عملی منفی را موجب میشود.
ترس، احساس بدی است كه ما را از ارتكاب عمل یا فكری مثبت بازمیدارد یا فكر و عملی منفی را موجب میشود. درواقع اگر بخواهیم بزرگترین عامل شكست انسان را معرفی کنیم، جوابش كلمهایست سهحرفی به نام ترس؛ ترس از شكست، طردشدن، تاریكی، ورشكستشدن، مسخرهشدن و...
همین افكار منفی است كه ما را از انجام هر عملی كه باعث پیشرفتمان میشود، بازمیدارد.
به گذشتهتان نگاهی بیندازید... چهقدر موقعیت مناسب داشتهاید كه بهخاطر ترس، آنها را از دست دادهاید و در همان حال، عدهی کمی هم بودهاند كه شجاعت داشته و آن راه را ادامه دادهاند و زندگیشان كاملاً متحول شده است؟
همهی انواع ترس، شكلی از بیایمانی نسبت به خدای بزرگ است چراكه اگر ما بهطور واقعی به خدا و قدرت بیانتهای او و اینكه او ما را آفریده و نگهبان و تنها یاریدهندهی ماست، ایمان داشته باشیم؛ از هیچچیز و هیچكس نخواهیم ترسید. آری، خدایی كه موجودات را آفرید و برای هریک راهی برای امرار معاش نشانداد، همه را در هر حال محافظت میكند.
این جملات را تنها كسانی درک میکنند كه در شرایطی خاص قرار گرفته بودهاند و هیچ راهحلی به نظرشان نمیرسید و ناگهان بهطرز معجزهآسایی، دستی از غیب، مشكل غیرقابل حل آنان (البته از نظر خودشان) را حلمیكند و میدانند كه همیشه این قدرت بینهایتِ خداست كه بالاتر از تمام قدرتهاست. كسانی كه با تمام وجود، خدا را باور داشته باشند و خود را جزئی جداییناپذیر از خدای بزرگ بدانند، از هیچ مشكلی نمیهراسند. آنان همچون كوه، استوار و پایدارند.
از هرچه میترسید، باید با آن روبهرو شوید و با تمام جسارت و شجاعت، بر دل ترس بتازید و ببینید چهقدر زود ترس، قدرت خود را از دست داده و نابود میشود.
متفاوت از بقیه عمل كنید و همچون فرماندهان موفق، بر ترسهای خود غلبهکنید تا یكی از بزرگترین رموز موفقیت را با تمام وجود درك كنید و مورد احترام مردم قرارگیرید. به همین دلیل است که تمام افراد بزرگ تاریخ، مورد تحسین همگان هستند زیرا آنان شجاع و قوی بوده و كارهایی انجام دادهاند كه دیگران حتی جرأت فكركردن به آنها را هم نداشتهاند.
دکتر مجيد سلطاني - دانستنيهاي عشق در گفتگو با دکتر حسين ابراهيميمقدم روانشناس
اين، توصيفي است که سن پل از عاشق ارائه ميدهد: «عاشق صبور و مهربان است. حسود و متکبر نيست. پرمدعا وگستاخ نيست. لجاجت نميکند. تحريکپذير و رنجيدهخاطر نيست. از خطاهاي خودش شاد نميشود اما از درستي خودش خرسند ميشود. همه چيز را تحمل ميکند و هميشه اميد دارد و در برابر مشکلات تاب ميآورد. عشق عاشق هرگز تمام نميشود.» راستي، تعريف شما از عشق و عاشق چيست؟ براي آشنايي با روانشناسي عشق، به سراغ دکتر حسين ابراهيميمقدم، روانشناس و مدرس دانشگاه رفتهايم تا ديدگاه او را در اين خصوص بدانيم...
سلامت : آقاي دکتر! شما عشق را چهطور تعريف ميکنيد؟ هيچکس نميتواند به اين سوال پاسخ دقيق بدهد. سوالاتي از قبيل اينکه آيا من عاشق شدهام؟ آيا عشق حقيقت دارد؟البته به نظر ميرسد هر يک از ما درباره اينکه معناي عشق چيست و اينکه آيا ما آن را تجربه ميکنيم يا نه، متخصص هستيم! دو نفر که عشق خود را به يکديگر ابراز داشتهاند، بايد براي اجتناب از لطمه خوردن از سوي ديگري، اظهار کنند که منظورشان از عشق چيست. مخصوصا شايد لازم باشد که معناي تعهد روشن شود ولي اکثرا ميگويند عشق شيرينترين پاداش زندگي است. يک چيز باشکوه است. حلقه سوزان آتش است و يا چيزهايي از اين قبيل.
سلامت : چه تجربههايي در عشق رايج و مشترک است؟
در يکي از بررسيهايي که در مورد عشق انجام دادم از 200 دانشجو خواستم با پاسخ دادن به جملات يک پرسشنامه گسترده، تجربه خود را توصيف کنند. نتايج نشان ميدهد که تجربه عشقي آنها ظاهرا دربردارنده 4 ويژگي اصلي است:
1) افراد عاشق خود را نيازمند يکديگر ميدانند. در هنگام تنهايي، نخستين فکري که به ذهن آنها خطور ميکند، يافتن طرف مقابل است.
2) آنها علاقهمندي و دغدغه خاطر را تجربه ميکنند، يعني ميل به انجام کاري براي يکديگر.
3) آنها احساس اعتماد ميکنند و معتقدند که ميتوانند با امنيت، حرفهايشان را به يکديگر بگويند.
4) اين اعتماد به خوبي ايجاد شده است و افراد عاشق تحمل خطاهاي طرف مقابل را دارند.
از طرفي مشخص شد کساني که خود را عاشق توصيف ميکنند، نسبت به ساير زوجها زمان بيشتري به چشمان يکديگر نگاه ميکنند.
در پژوهشي ديگر، اين نتيجه به دست آمد که افراد عاشق عشق خود را اينگونه نشان ميدهند:
1) ابراز محبت کلامي و جسماني
2) تبادل پاداش و انجام کارهايي براي يکديگر
3) حمايت عاطفي و اخلاقي از يکديگر
4) صبور و شکيبا بودن نسبت به رفتارهاي ناخوشايند يا کمتر خوشايند طرف مقابل
سلامت : از نظر رواني، عشق چه تاثيري دارد؟
افراد عاشق نسبت به افراد غيرعاشق احساس شادي، امنيت و آرميدگي بيشتري از بودن در کنار شريک خود ميکنند. برخي پژوهشها حاکي از آن است که افراد عاشق احساس، سوز و گداز دروني توام با شور و نشاط و خوشبيني را گزارش ميکنند. هوش و حواس آنها کاملا برطرف مقابل متمرکز است، يعني آگاهي شديد راجع به شريکشان و در وحدت و کمال به سر بردن با او که سايرين را رها کرده است.
سلامت : يعني تجربه عشق هميشه همينقدر مثبت است؟
خير! در همين پژوهشي که انجام شد، مشخص شد که تجربه عشق هميشه مثبت نيست و علاوه بر احساس سرخوشي و شعف، بسياري از آزمونها احساس افسردگي، بيتابي و بيقراري، بيعلاقگي به اوضاع و احوال شخصي، خيالپردازي و مشکل در خواب رفتن و تمرکز را نيز گزارش ميکنند. عدهاي معتقدند که احساسهاي دوسوگرا درباره معشوق يک تجربه غيرعادي به شمار نميآيد. در حقيقت، از نظر اين عده، شخص عشق و نفرت را به يکسان تجربه ميکند.
سلامت : اصلا چرا احساسهاي ناخوشايند به وجود ميآيد؟
عاشق شدن باعث ميشود در معرض احساسهاي شديد (خوب يا بد) قرار بگيريم. وقتي در کنار معشوق خود هستيم، ممکن است احساس شادماني کنيم و زماني که از او دوريم، احساس گرفتگي و اندوه. يکي از عواملي که ميتواند احساسهاي ناخوشايند را توجيه کند، عدم اطمينان و يقين از آن رابطه است. پژوهشي که در اين زمينه انجام شده نشان ميدهد افرادي که از عاشق شدن خود مطمئن نيستند، احساس حد وسطي از وابستگي به طرف مقابل را توام با احساس شديد عدم اطمينان نسبت به احساسهاي طرف مقابل گزارش ميکنند. افرادي که از عشق خود مطمئناند، احساس شديد وابستگي را همراه با احساس نيرومند اطمينان و امنيت راجع به احساسهاي طرف مقابل گزارش ميکنند. اين يافتهها حاکي از آن است که ادراک خويشتن به عنوان يک فرد عاشق تا حدودي به طرز تلقي از احساسهاي ديگران وابسته است. شايد تا هنگامي که از احساس مشترک طرف مقابل اطمينان خاطر پيدا نکنيم، به خود اجازه عاشق شدن کامل را ندهيم. اما طرف مقابل چگونه ميتواند عاشق ما شود، مگر آنکه از احساس ما مطمئن گردد؟ پس تعجبي ندارد که عاشق شدن تجربهاي تماما لذتبخش نيست!
سلامت : به عبارت ديگر، هر کسي عشق را يک جور تجربه ميکند.
بله؛ اين اشتباه است که فکر کنيم همه انسانها عشق را به يک شيوه تجربه ميکنند. برخي عشق را به عنوان پديدهاي سريعا متغير و پر راز و رمز و عدهاي ديگر آن را به عنوان چيزي ظريف و عقلاني تجربه ميکنند. افرادي که معتقدند اختيار سرنوشتشان در دست خودشان است يعني کساني که از جايگاه دروني مهار برخوردارند، کمتراحتمال ميرود که خودشان را به عنوان کسي در نظر بگيرند که به دام عشق افتاده است و يا آنکه عشق را به مثابه چيزي متغير وپر راز و رمز ببينند. برخي از يک آشنايي تصادفي شروع کرده و بدون هيچ فکر پيشاپيشي به ازدواج ميرسند. عدهاي هم يک دوره طولاني و درازمدت از عشق و عاشقي را طي ميکنند. برخي افراد در همان ديدار اول به شدت جذب يکديگر ميشوند و عدهاي نيز صرفا پس از گذشت يک دوره طولاني از آشنايي به عشق ميرسند.
سلامت : چه تفاوتي بين زنان و مردان در خصوص عشق هست؟
برخلاف تصور عمومي، مردان سادهتر از زنان عاشق ميشوند و زنها سادهتر از مردان، فارغ! در تحقيقي مشخص شد که مردان در مقايسه با زنان در مقياسهاي عشق احساساتي نمرات بالاتري ميآورند و زنان در انتخاب همسر خود بيشتر از مردان احتياط به خرج ميدهند. به عبارتي زنها با حساب و کتابتر و عاقلانهتر عاشق ميشوند!
سلامت : چه رابطهاي بين تعهد و عشق وجود دارد؟
تعهد، در نظر بسياري از انسانها جزء ذاتي و لاينفک عشق محسوب ميشود. تعهد که ملاک آن طول مدت رابطه است. به عقيده بسياري از آزمودنيها يکي از راههايي است که ميتوان با استفاده از آن ميان روابط ناشي از عشق و روابط ناشي از علاقه جنسي فرق قايل شد. عدهاي از روان شناسان معتقدند که ميتوان عشق را از تعهد متمايز ساخت زيرا ممکن است افرادي در غياب عشق، باز هم متعهد به حفظ رابطه خود باشند (براي مثال به خاطر بچهها) لذا شايد آدميان بتوانند صادقانه به عشق خود اعتراف کنند بدون آنکه تعهدي در قبال طرف مقابل داشته باشند. کژفهمي درباره تعهد ميتواند به نااميدي و دلسردي عميق فرد منجر شود.
سلامت : پس عشق هم براي خودش انواع و اقسام دارد!
البته . يونانيهاي قديم هم بين سنخهاي مختلف عشق فرق قايل بودند. به نظر آنها اين انواع از عشق وجود داشته:
1)عشق شهواني: بر اساس جاذبه جسماني بوده و ويژگي آن اشتياق شديد به خود فاشسازي سريع و صميمت جنسي است.
2) عشق دوستانه: به آهستگي و در اثر دوستيهاي قبلي ايجاد ميشود.
3) عشق دمدمي: ويژگي افرادي است که ميتوانند به سادگي از يک رابطه به سراغ رابطهاي ديگر بروند يا همزمان در بيش از يک رابطه وارد شوند (طبيعتا حداقل تعهد را ميتوان در اين رابطه مشاهده کرد.)
4) عشق خودباخته: نوعي عشق خود باخته، ايثارگر و عميقا دلسوزانه است.
سلامت : آيا عشق ميتواند هميشگي باشد؟
عدهاي از روانشناسان معتقدند که نيمي از ازدواجها به سراشيبي سقوط ميافتد و هر چه از ازدواج بيشتر طول بکشد، بيشتر فرو ميرود و بديهي است که منظورشان ازدواجهايي بوده که از ابتدا بر اساس عشق کور به وجود آمده. همين است که من هميشه گفتهام انتخاب عاقلانه و زندگي عاشقانه! در يک مطالعه قديميتر مشخص شده بود که نيمي از زنان از ازدواج خود احساس نارضايتي ميکردند و فقط يک چهارم آنها درباره ازدواج خود هنوز شور و شوق داشتهاند. در پژوهش ديگري اين نتيجه به دست آمد که فقط عده کمي از ازدواجها پس از 15 تا 30 سال هنوز با نشاط و سرزنده هستند. اما به نظر من در تفسير اين نتايج بايد محتاط بود. بسياري از اين پژوهشها زوجهاي يکساني را در طول يک دوره زماني مورد بررسي قرار ندادهاند (رويکرد طولي) بلکه در يک مقطع زماني خاص زوجهاي مختلفي که در سالهاي متفاوتي ازدواج کرده بودند، مورد بررسي قرار گرفتهاند (رويکرد مقطعي)، اما اين زوجها از لحاظ متغيرهاي مختلف با يکديگر تفاوت دارند. ازلحاظ تعداد سالهاي ازدواج، اعضاي يک نسل ممکن است مثلا در طي جنگ ازدواج عجولانهتري داشته و به دليل جنگ متحمل دورههاي طولاني مدت جدايي شده باشند يا به دليل رکود اقتصادي دستخوش سختيهاي مالي شديد شده باشند. در يک بررسي طولاني که زوجهاي يکساني را در طي يک دوره درازمدت مورد مطالعه قرار داده بود، معلوم شد که در دوران فرزندپروري خشنودي زناشويي کاهش مييابد اما مجددا پس از اينکه فرزندانمان خانه را ترک ميکنند، اين رضايتمندي افزايش مييابد. در يک بررسي درازمدت ديگر هيچگونه مدرکي دال بر کاهش رضايتمندي يافت نشد. 54 درصد از همسران هيچگونه تغييري گزارش نکردند. 17 درصد کاهش خشنودي را گزارش کردند و 29 درصد نيز بهبود آن را اطلاع دادند. باوجود اين روش است که ازدواج ميتواند به شادکامي يا ناراحتي منجر شود و بنابراين تعيين اينکه چه چيزي ازدواج را به سوي تباهي ميکشاند، آن را بهبود ميبخشد و يا آن را ثابت نگه ميدارد، کاري مفيد و سودمند خواهد بود.
سلامت : از نظر بدني و جسماني چه اتفاقي ميافتد که فرد عاشق ميشود؟
جالينوس، پزشک مشهور يوناني در قرن دوم ميلادي اصرار داشت که عاشق شدن موضوعي مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است. به عبارت ديگر هنگامي که تعادل صفرا و سودا و بلغم وخون به هم ميخورد. اين نظريه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در اين هنگام بود که با نظريههاي جديد در مورد زيستشناسي سلولي جايگزين شد. اما با اين وجود متخصصان نوين فيزيولوژي بدن نيز عشق رمانتيک را ناشي از مواد شيميايي طبيعي قدرتمندي در بدن ميدانند.يک ماده شيميايي به نام فنيل اتيلامين (PEA) خيلي مورد بحث بوده است.
سلامت : در مورد اين فنيل اتيلامين (PEA) بيشتر توضيح ميدهيد؟ بله؛ فنيل اتيلامين (PEA) نوعي آمفتامين طبيعي است که باعث تحريک مغز و دستگاه عصبي مرکزي ميشود. PEA تجربه سرخوشي، نفس سريع، افزايش ضربان قلب، گشادي مردمک، آزادي ترشحات بودار از پوست که ميتواند طرف مقابل را اغوا کند را ايجاد ميکند. نقطه اصلي اين تحولات در مغز است. بخشهاي مختلف مغز نقشهاي مختلفي ايفا ميکنند. قشر خارجي مغز يا کورتکس به تفکر منطقي و هوش مربوط است. مغز مياني يا ليمبيک عواطف ما را کنترل ميکند و در محل اتصال نخاع به مغز يا بصلالنخاع نيز يک هسته دروني (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهاي غريزي را تحت کنترل دارد. پژوهشها نشان ميدهد که در افراد عاشق همين هسته دمدار فعال است. اين هسته به سيستم ليمبيک وصل است. در جريان عشق رمانتيک موسيقي ملايم عقل ناشي از کرتکس مغز در ميان هياهوي طبلنوازي هسته دم دار و دستگاه ليمبيکگم ميشود و آبشاري از ماده PEA در مغز به وجود ميآيد. در همان زمان ميزان آدرنالين افزايش مييابد و آزاد شدن ماده شيميايي ديگري به نام دوپامين را باعث ميشود. دوپامين باعث افزايش توجه، بنيه و انرژي ميشود و اين امر باعث مهار يک رابطه شيميايي عصبي به نام سروتونين ميشود. سروتونين هم باعث کنترل اعمال تکانهاي، رفتارهاي وسواسي و اشتياقهاي شديد ميشود. اين انتقالدهنده در به وجود آمدن احساس قدرت براي عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک ميکند. جالب اينکه فلوکسيتين (پروزاک) که روي سروتونين اثر ميگذارد، روي عشق هم اثر دارد!
کارشناسان نقش پدر در خانه را براي تربيت فرزندان بسيار بااهميت مي دانند.
به نوشته نيويورک تايمز براساس يافته هاي محققان چند کالج تحقيقاتي امريکا دکتر سارا مک لاناهان استاد جامعه شناسي و روابط عمومي دانشگاه پرينستون دربيست سال گذشته همه درباره اين حرف مي زدند که نقش پدر در خانه چقدر اهميت دارد ولي امروز موضوع بحث اين است که هرچقدر پدر و مادر باهم رابطه خوبي داشته باشند همانقدر کودکان به خوشبختي نزديک ترند.
بر اساس تحقيقات دکتر مک لاناهان اگر همسران داراي خصيصه سازش باهم باشند و به هم ابراز علاقه کنند و از توهين کردن به يکديگرو انتقاد کردن بپرهيزند پدر خانواده تشويق مي شود که با کودکان خود بيشتر سرگرم شود. پدراني که کمتر با کودکان خود سرگرم مي شوند همواره متهم به بي انگيزه بودن شده اند ولي تحقيقات نشان مي دهد بسياري از عوامل اجتماعي دراين موضوع دخالت دارد.
هرروز بر پدراني که پوشک بچه خود را عوض مي کنند يا کودکان خود را به مدرسه يا باشگاه فوتبال مي برند افزوده مي شوند ولي آنها همواره مورد بي توجهي قرار مي گيرند.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد خانواده هايي که در آنها پدر نقش فعالي در سرگرم شدن با فرزندان ايفا مي کند فرزندان کمتر پرخاشگر ، بيش فعال ، افسرده و يا غير اجتماعي مي شوند . ولي در مقايسه با آنها خانواده هايي که هر دو همسر تشريک مساعي مي کنند وضع کودکان بهتر است و والدين کمتر دچار فشار عصبي مي شوند و زندگي زناشويي بهتري دارند و اين به دليل نقش بيشتر پدر در خانواده نيست بلکه حمايت عاطفي همسران علت آن است. نظمي که پدران ارائه مي کنند متفاوت از مادران است .درحقيقت آنها پدري مي کنند نه مادري به اين ترتيب که آنها روحيه شوخ طبعي متفاوتي دارند و متفاوت از مادران نقش خود را ايفا مي کنند. پدران مي خواهند به فرزندانشان نشان بدهند خارج از آغوش مادر چه مي گذرد تا آنها را براي دنياي خارج از خانه آماده کنند در نهايت آنها مي خواهند به فرزندان خود ريسک پذيري و حل مشکلات را ياد بدهند.
متخصصان مي گويندتوجه به پدران در سلامت جامعه نقش مهمي دارد.به عنوان مثال در تابلوهايي که عکس يک خانواده در درمانگاهها و يا آژانسها به ديوار زده مي شود حتما بايد عکس پدر نيز درآن باشد و در تمام مکاتبات بايد به مادر و پدرهر دو توجه شود.
کارشناسان مي گويند پدر و مادر درخانه بايد درخصوص نقش والدين باهم صحبت کنند و و نهايت قدرداني را درباره تواناييهاي هم از يکديگر بکنند. تکرار بحث ميان زوجين حاکي از آن است که پدر يا مادر هرکدام فکر کند که او مي داند که چه چيزي درست است و بدينگونه همديگر را متهم مي کنند.
مردی کهنسال که هر بامداد ، کنار تخت همسرش یک شاخه گل سرخ می گذارد رمانتیک ترین شوهر انگلستان لقب گرفت.
«تام شاوِلتون» 60 سال پیش در «لندن» ازدواج کرد و برای این که عشق و علاقه خود را به همسرش نشان دهد هر روز یک شاخه گل سرخ در کنار تخت او گذاشت.
این مرد که 87 ساله شده است در گفت و گو با یکی از خبرنگاران روزنامه «دیلی پست» انگلستان ، راز زندگی مشترک پرشور و نشاط خود را که افزون بر نیم قرن تداوم داشته ، به زبان آورد و بدین ترتیب نام زوج عاشق پیشه ، پرآوازه شد. حالا «تام» رمانتیک ترین شوهر انگلستان لقب گرفته و زندگی مشترک او و همسرش ، نقل محافل است.
این پدربزرگ می گوید : مردان با کارهای کوچک و اندکی ویژه می توانند ازدواجشان را ماندگار کنند.من البته کار خاصی نکرده ام ؛
فقط هر بامداد کنار تخت همسرم یک شاخه گل سرخ گذاشته و هیچ وقت این کار را ترک یا فراموش نکرده ام.
در ابتدا همهچیز از نگاهی زیرکانه در غروب جمعهی یک روز پاییزی که درختان، عزم جزم میکنند تا جامهی کهنه از تن بهدر کرده و مهیای پوشیدن جامهای دگرگونه شوند، آغاز گشت و آنگاه که این نگاه نخستین، با چاشنی لبخندی دلربا قرین گشت، تأثیری دوچندان یافت.
ابتدا تصور نمیکردم این برخورد گذرا -البته در محیطی سرشار از شور و نشاط- بتواند زمینهساز تحولی عمیق در وجود انباشته از «منطق و استدلال» من شود اما چشمان نافذ و کلام دلنشین او، چنان بود که حتی ذرهای مقاومت در برابر خود را نمیطلبید.
با تلاقی اولین نگاهمان، بیاختیار به او «سلام» کردم و او نیز با پاسخی کوتاه اما مهربان، مرا همراهی کرد. ناگهان بند دلم از هم گسست. گویی در پاسخ سلام او، رازی نهفته بود که تا اعماق وجودم رخنه کرد، شاید پیامی از «عشق».
در آن لحظه، تنها احساسی که بر من غلبه داشت، این بود که فروریختن دل، بیمحابا تپیدن قلب و بیاختیار محوِ تماشا شدن، تنها میتواند نویدبخش «عشق» باشد اما هنوز این حالات برایم گنگ و مبهم مینمود. آخر تا آن لحظه، هرگز چنین شرایطی را تجربه نکرده بودم. گویا جاذبهای الهی، مرا بهسوی جادهای زیبا و بیانتها میکشاند.
دیگر سر از پای نمیشناختم و هر لحظه برای گوش جان سپردن به پیامش، بیتابی میکردم، هرچند که خود او گویی «تحقق عینی پیام» بود، با حضوری پویا در محفلی شورانگیز. سرانجام یافتم آنچه را که مقدمهی هر جستوجوی هدفمندیست، یعنی «عشق» را که سالیان سال در وجودم مهجور مانده و هرگاه جسارت کرده و رخصت خودنمایی به آن داده بودم، احساس شرمی موهوم، مرا بازداشته بود.
مجله شادکامی و موفقیت ، عبدالحمید پوراسد اختصاصی سیمرغ
تفاهم، حالتی بین دو یا چند نفر است که موجبات تأثیرگذاری و هماندیشی را فراهم میسازد و بهطور معمول زمانی بهوجود میآید که:
- با یک یا چند نفر، در روند همکاری و تشریک مساعی برای رسیدن به یک هدف مشترک، قرارداشته باشید.
- در یک حالت روحی- روانی و یا بهاصطلاح طول موجی باشید که طرف مقابلتان هم در آن حالت یا وضعیت قرار داشته باشد.
- آهنگ و نحوهی صحبتکردنِتان با مخاطب، در یک سطح یا نزدیک به هم بوده باشد.
- شما و مخاطبتان تا آنجا که مقدور است، دنیا و شرایط محیطی را بهصورتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر بنگرید.
- یک چیز مشترک (زبان، ملیت، مذهب، علایق ورزشی و...) بینتان وجود داشته باشد.
- از ذهنیتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر برخوردار باشید.
بهمنظور برقراری رابطهی صمیمانه و نزدیک با دیگران، راهکارهای مختلفی وجود دارد ازجمله اینکه با دیگری، در چیزی یا چیزهایی، دیدگاه نزدیک یا مشابه داشته باشید.
رسیدن به این هدف، بسیار آسان است؛ کافیست روحیهای قابل انعطاف داشته باشید و بتوانید برای مدت کوتاهی، از دنیایی که برای خود ساختهاید، خارج شوید و به جهانی پا بگذارید که دیگری یا دیگران، در آن زندگی میکنند. یکی از بزرگترین اشتباهات ما، این است که تصور میکنیم بقیهی مردم هم همانطور به جهان نگاه میکنند که ما مینگریم. در ارتباطات اجتماعی، هیچ روش واحدی برای درستنگریستن به جهان و اجتماع وجود ندارد. هرچند شما همواره میبینید در مغازهها یا فروشگاهها شعار «حق، همیشه با مشتریست» نوشته شده ولی درحقیقت این جمله، بیشتر یک خوشآمدگویی به مشتریان است. اگر در روابط اجتماعی و خانوادگی، فردی خود را محق کامل و دیگری را دچار اشتباه واضح تصور کند، هرگز مذاکره یا مشاوره، معنی و مفهوم پیدا نمیکند.
هدف از تفاهم، این است که دو نفر به دیدگاه و نتیجهی مشترکی برسند، نه اینکه یکی بخواهد به دیگری ثابت کند که حق با او بوده و هست!
راهکارهای رسیدن به تفاهم:
بهمنظور برقراری رابطهی نزدیک و رسیدن به تفاهم با طرف مقابل، در زیر راههایی پیشنهاد میگردد:
- اگر شما در مذاکره قابل انعطاف باشید، خیلی راحتتر میتوانید در ارتباط شغلی، زندگی و... به تفاهم برسید. اگر در یک مذاکره به این نتیجه رسیدید که تفاهم، بهعلت پافشاری شما روی دیدگاههایتان به خطر میافتد، به انعطافپذیری بیشتری فکر کنید. هدف مذاکره، تنها بحثکردن نیست، بلکه رسیدن به دیدگاه مشترک یا نزدیک به یکدیگر میباشد.
- زمانیکه دو نفر در یک موضوع یا مطلب به تفاهم برسند، در بسیاری از افکار و رفتارهای دیگر هم بهسادگی به تفاهم میرسند. برعکس، دو نفری که در وضعیت سوءتفاهم یا لجاجت و دشمنی قرارگرفتهاند، حتی حرفها و عقاید ساده و بدیهی یکدیگر را نقد کرده یا مورد مخالفت قرارمیدهند، هرچند صحت و حقانیت آنها برایشان واضح و روشن بوده باشد.
- برای اینکه در ایجاد و استمرار حس تفاهم مهارت پیدا کنید، باید این قابلیت را داشته باشید که نسبت به مطالب و اطلاعاتی که دیگران در اختیار شما میگذارند، حساس، بینا و دقیق شوید و سریع و متناسب با اطلاعاتِ کسبشده، اقدامات عملی خودتان را با نهایت انعطافپذیری، در راستای همنوایی و برقراری ارتباط نزدیک با آنان بهکار برید.
- در گذر زمان، با فراگیری زبانِ بدن، میتوانید با دقت در حرکات بدن، ژستها و نحوهی صحبتکردن دیگران، بیشتر از حرفهای آنان پی به نیات و عقایدشان ببرید. این کار، مهارت باارزشیست که بر اثر دقت و تیزبینی، در کنار مطالعه بهدست میآید.
تجزیه و تحلیل عوامل تأثیرگذار در ارتباط مؤثر
زمانیکه از نحوهی ارتباط مؤثر با دیگران صحبت میشود، ذهن ما متوجه موضوعاتی میشود که بهصورت کلامی، مذاکره، صحبت و یا رد و بدل جملات بین دو نفر صورتمیگیرد، درحالیکه تحقیقات متعدد و دقیق آماری، سه عامل مؤثر در این فرآیند را به اینصورت معرفی میکند:
1) تأثیر کلمات، عبارات و مطالب بیانشده: 7درصد
2) زبان بدن (حرکات بدن، دستها، چشمها و...): 55درصد
3) آهنگ، ظرافت و طنین صحبتکردن: 38درصد
در بانکها، فروشگاهها، دفاتر فروش بلیط هواپیما، ادارات، شرکتها و... درحالیکه مدیران و تصمیمگیران سالمند، در دفترهایشان بسیار جدی بوده و دور از چشم مشتریان و بهاصطلاح اربابرجوع قراردارند، در خط اول ارتباط با مراجعان، افرادی جوان، مؤدب، شاداب، باحوصله، برازنده و با لحن صدایی زیبا و آرامبخش را قرارمیدهند.
همنوایی و استفاده از حس برترِ مخاطب
برای اینکه حس تفاهم، دوستی، اعتماد و احترام دیگری را جلب کنید، سعیکنید خودتان را مشابه او جلوه دهید. اگر او به تیم ورزشی خاص، شهر بهخصوص یا موضوع ویژهای علاقه دارد، با اشتیاق در همین زمینهها صحبت کنید. روانشناسی مدرن، ثابت کرده که برای برقراری ارتباط دوستانه یا کاری، مؤثرترین روش، همنواییست که میتواند هدایت فرد مقابل در مسیر مناسب و دلخواه را بهدنبال داشته باشد.
در هر فرد، یک حس برتر وجود دارد که بیشتر از این کانال حسی، برای ارتباط با دیگران و یا جهانِ خارج استفاده میکند. پیداکردنِ این حس برتر، بهصورتی ساده در زمانی که او در پایان یک مکالمهی تلفنی با شما خداحافظی میکند، به اینصورت قابل تشخیص است. برای مثال:
- اگر او در زمان خداحافظی بگوید: «بهت زنگ میزنم»، حس برتر و محبوب او، حس شنواییست.
- اگر بگوید: «بعداً تو را میبینم»، حس برتر او، بیناییست.
- اگر در زمان خداحافظی بگوید: «بعداً با تو تماس میگیرم»، حس برتر او، لمسیست.
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او بیناییست، میتوانید از چنین عباراتی استفاده کنید:
«... من آیندهی روشنی را میبینم، افقهای شفاف و چشماندازهای زیبایی در برابر ما قراردارد، بهصورت زیباتری به دنیا نگاه کنیم.»
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او لمسیست، بهکار بردن عبارات زیر، سودمندتر است:
«... ما نباید زیاد به گذشته فکرکنیم، بهتر است سردیهای گذشتهی زندگی یا کار را با حرارت، ظرافت و لطافت آینده، جایگزین کنیم.»
در زمان صحبتکردن با فردی که حس برتر او چشاییست، این عبارات مفیدتر است:
«در گذشتهی تمام افراد جامعه، تلخیهایی وجود دارد که با شیرینی آینده عوض میشود، ما نباید زود عصبی و ناامید شویم، چون تمام این تحولات، شیرینی زندگی هستند.»
در اتاقی در بسته مقداری اجر قرار دهید. نیروهای جدید را وارد اتاق کرده و به مدت ۶ ساعت انها را با اجرها تنها بگذارید . بعد از ۶ ساعت برگشته و موقعیت را تجزیه تحلیل کنید:
اگر انها اجر ها را شمرده بودند انها را در قسمت حسابداری قرار دهید .
اگر انها اجر ها را باز شماری کرده بودند انها را در قسمت بازرسی قرار دهید .
اگرانها اتاق را با اجر ها به هم ریخته بودند انها را در قسمت مهندسی قرار دهید .
اگر انها انها اجر ها را به شکل های عجیبی چیده بودند انها را در قسمت طراحی به کار گیرید .
اگر انها اجر ها را به طرف هم پرتاب کرده بودند انها را در قسمت عملیاتی به کار گیرید .
اگر انها اجر ها را زیر سر گذاشته و خوابیده بودند انها بدرد قسمت امنیتی می خورند .
اگر انها اجر ها را به قطعاتی کوچکتر شکسته بودند انها را در قسمت فناوری اطلاعات قرار دهید .
اگر انها انها اجر ها را گذاشته و بیکار روی ان نشسته بودند انها را در قسمت منابع انسانی به کار گیرید .
اگر انها بدون اینکه حتی اجری جابه جا کرده باشند در فکر ترکیبی متفاوت بوده اند انها را به قسمت فروش بفرستید .
اگر انها قبل از اینکه شما برگردید رفته بودند انها را در قسمت بازاریابی قرار دهید .
اگر انها تمام مدت به بیرون از پنجره زل زده بودند انها را در قسمت برنامه ریزی های بلند مدت قرار دهید .
اگر انها تمام مدت با یکدیگر صحبت کرده بودند و حتی اجری جابه جا نشده بود جای تبریک دارد چرا که مدیریت ارشدتان را پیدا کردید .
اگر انها اجر ها را بدور خودشان چیده بودند بطوریکه دیگر دیده نمی شدند و صدایتان را نمی شنیدند انها را در دولت بکار گیرید .
زمانی که دخترم مالیا 4 ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم نمی کرد.
قانون سلامت او: به خودتان اجازه دهید شاد باشید. در این مقاله، او عادات خوردن، برنامه روتین ورزشی اش و راز اعتماد به نفسش را که به دخترانش انتقال داده ، بازگو می کند.
* تناسب اندامتان را در اولویت هایتان قرار دهید زمانی که دخترم مالیا 4 ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم نمی کرد. این قضیه مرا عصبانی می کرد اما من از او یاد گرفتم که ورزش را یکی از اولیتهایم قرار دهم.
به همسرم گفتم: من هم صبح ها بیدار می شوم و قبل از اینکه به مالیا شیر بدهم ورزش می کنم. صبحها ساعت 4:30 بیدار می شدم و به باشگاه می رفتم. هرچه بیشتر ورزش کنید بیشتر به آن عادت می کنید. و هرچه از ورزش کردن بیشتر نتیجه بگیرید جدی تر ورزش می کنید. این موضوع است که مرا به ورزش کردن تشویق می کند.
* بین مادر بودن و کارهای خودتان تعادل برقرار کنید شما می توانید یک مادر خوبی برای فرزندتان باشید و در کنار آن به ورزش کردن روزانه تان هم بپردازید، استراحت کنید و شاغل هم باشید. مادرم به من یاد داد که بین مادر بودن و کارهای شخصی ام تعادل برقرار کنم.
* اجازه دهید شاد باشید شاد بودن یک حس فیزیکی، درونی و یک حالت عاطفی است. همه اینها به هم گره می خورد. در تمام زندگی ام، یاد گرفتم که شاد باشم. حتی وقتی که من شادم همسرم از من هم شادتر است. او همیشه می گوید: تو فهمیدی که چه کار باید کنی. زیرا او متوجه شده که شادی یک فرد چیزهای اطرافش را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد.
* خودتان را در اولویت قرار دهید من، خودم را در اولویت لیست کارهایم قرار میدهم و کارهایی را انتخاب می کنم که مرا شاد کند، زیرا شاد شدن من به فرزندانم، همسرم انتقال پیدا می کند و سلامتم را تضمین می کند . اینکه خانمها خودشان را در اولویت قرار دهند برایشان کار سختی است. این درسی است که من به دخترانم یاد می دهم شاید آنها زودتر این را تجربه کنند.
* سنتان را با آغوش باز بپذیرید سنم مرا نمی ترساند. من به مادر 72 ساله ام نگاه می کنم که شاد و سرزنده است. برای من در این سن همه چیز خوب شاید هم بهتر اتفاق می افتد. هدفم این است که یک زن 70 ساله سالم و سرزنده بشوم.
* شادی هایتان را مشخص کنید خوشحالی من زمانی است که دخترانم خوب باشند و کانون خانواده ام گرم باشد. رفتن به کاخ سفید، و آنچه که باعث استرس همسرم و من می شود اگرچه قابل کنترل است اما نگران کننده است. اما زمانی که دخترانم به خانه می آیند و به من می گویند: ما اینجا را دوست داریم، من هم احساس خوشحالی می کنم و متوجه می شوم که همه چیز خوب پیش می رود. وقتی دخترانم خوشحال شوند، ما هم احساس خوبی داریم.
* تا جوان هستید، سالم باشید من همیشه دوست دارم اندام خوبی داشته باشم. نکته ای که متوجه شده ام این است که وقتی پیر می شوی، باید کارهای بیشتری انجام دهی. زمانی که جوانتر بودم، هرآنچه که می خواستم می خوردم، هرچقدر می خواستم ورزش می کردم، یا اگر ورزش هم نمی کردم و آنچه را که دوست داشتم می خوردم اندامم همان طور می ماند. اما حالا باید هر دوی آنها را انجام دهم. من ورزشها و تمریناتم را متنوع انجام می دهم. ورزشم فقط شامل یک نوع تمرین نیست بلکه حرکاتی را که انعطاف پذیری بدنم را بالامی برد را هم انجام می دهم. یوگا انجام می دهم و بدنم را خوب کش و قوس می دهم. من به همه جوانها توصیه می کنم در جوانیتان اندام مناسبی داشته باشید زیرا راحت تر است. اما اگر 30 سالتان شد و بخواهید فقط چند کیلو وزن کم کنید شاید فقط بتوانید پیاده روی کنید.
* ورزشهایی که از آنها لذت می برید انجام دهید من ورزشهایی را انتخاب می کنم که فاصله زمانی داشته باشد زیرا نمی توانم طولانی مدت ورزش کنم. درنتیجه هر موقع ورزشم تمام می شود کاملا شاد هستم. من از ورزش دادن بازوهایم لذت می برم زیرا شما می توانید موفقیتم را در داشتن بازوهای قوی و عضله های محکم ببینید.
* می توانید بعد از 40 سالگی هم سالم بمانید من در 40 سالگی بهترین اندام دوران زندگی ام را داشته ام. زیرا زمان زیادی برای ورزش کردن دارم و دخترانم هم بزرگ شده اند. یک زمانی درست قبل از اینکه دوره ریاست جمهوری همسرم شروع شود من واقعا اندام خوبی داشتم. او با خنده می گوید که بعد از این بود که همسرم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.
* رژیمتان را با موقعیتهای جدید تنظیم کنید رژیم من در کاخ سفید خوب است اما اینجا بعضی از نانواها خوب هستند. من نمی توانم اعتراض کنم چون من اینجا زندگی می کنم و اینجا بسیار خوب است. اما اگر شما شیرینی پای دوست داشته باشید اینجا شیرینی های فوق العاده ای دارد.
* از همه چیز در حد متعادل لذت ببرید من سعی می کنم از چیزی بدم نیاید. من عاشق چیپس، برگر و شیرینی پای هستم. اگر روزی نتوانم آنها را بخورم افسرده می شوم. من دوست ندارم دخترانم هم از غذایی بدشان بیاید. وقتی دختر بزرگم می پرسد: می تونم شیرینی پای بخورم؟ من می به او می گویم: مگر دیروز نخورده بودی؟ و او می فهمد که باید هر شب شیرینی پای بخورد.
* هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید من می دانم چه چیزهایی مرا شاد می کند. لباسهایی انتخاب می کنم که مرا شاد می کند. گاهی اوقات افرادی را می بینم که مثل لباسهایم پوشیده اند و گاهی اوقات هم نمی بینم. من سعی می کنم به ندای درونی ام گوش دهم. پیام من به خانم ها این است که: هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید زیرا همیشه یک نفر وجود دارد که برخلاف شما فکر می کند. اگر انتخابتان خوب یا بد، درست یا اشتباه باشد، برای شماست و خودتان مهم هستید.
* یک شخص حامی برای خود پیدا کنید وقتی که من شاد نیستم، همه می فهمند زیرا من به آن ادامه نمی دهم. فورا علت آن را بررسی می کنم. با دوستانم، همسرم و مادرم صحبت می کنم و خودم را تخلیه می کنم. حتی اگر جوابی هم نگرفتم، انتقال احساسات به من کمک می کند. خیلی خوب است که مادرم اینجا است. من به سوئیت کوچکش می روم و فقط به او می گویم: چه خبر مادر؟ و سپس شروع می کنم به حرف زدن.
* از وسایل کم هزینه و در دسترس استفاده کنید رژیم غذاییم خیلی ابتدایی و ساده است. صورتم را با محلولهای پاک کننده می شویم. و از مرطوب کننده های با اس پی اف استفاده می کنم. معمولا به متخصص پوست مراجعه می کنم اما زمان زیادی ندارم که همیشه این کار را انجام دهم.
* به اندازه کافی بخوابید ساعت 4:30 صبح که برای ورزش کردن بیدار می شوم ساعت 8 خوابم می گیرد. به رختخواب می رم و تا ساعت 10 می خوابم. و معمولا هم قبل از اینکه ساعت مرا بیدار کند خودم بیدار می شوم.
* روابطتتان را تقویت کنید یکی از مواردی که باعث شد من به باراک علاقه مند شوم صداقت او بود. هرآنچه که احساس می کند بی درنگ بیان می کند. من به عنوان زنی که باراک دوستش دارد و حاضر می شود در همه جا نشانم دهد احساس خوشبختی می کنم.
روزي روبرت دوونسزو گلف باز بزرگ آرژانتيني، پس از بردن مسابقه و دريافت چك قهرماني لبخند بر لب مقابل دوربين خبرنگاران وارد رختگن مي شود تا آماده رفتن شود . پس از ساعتي ، او داخل پاركينگ تك وتنها به طرف ماشينش مي رفت كه زني به وي نزديك مي شود. زن پيروزيش را تبريك مي گويد و سپس عاجزانه مي افزايد كه پسرش به خاطر ابتلا به بيماري سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ويزيت دكتر و هزينه بالاي بيمارستان نيست .
دو ونسنزو تحت تاثير حرفهاي زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و در حالي كه آن را توي دست زن مي فشارد گفت : براي فرزندتان سلامتي و روزهاي خوشي را آرزو مي كنم .
يك هفته پس از اين واقعه دوونسنزو در يك باشگاه روستايي مشغول صرف ناهار بود كه يكي از مديران عاليرتبه انجمن گلف بازان به ميز او نزديك مي شود و مي گويد : هفته گذشته چند نفر از بچه هاي مسئول پاركينگ به من اطلاع دادند كه شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زني صحبت كرده ايد . مي خواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن يك كلاهبردار است . او نه تنها بچه مريض و مشرف به موت ندارد ، بلكه ازدواج هم نكرده . او شما را فريب داده، دوست غزير
دو ونسزو مي پرسد : منظورتان اين است كه مريضي يا مرگ هيچ بچه اي در ميان نبوده است .
بله كاملا همينطور است .
دو ونسزو مي گويد : در اين هفته ، اين بهترين خبري است كه شنيدم .
پژوهشگران آمريکايي دريافتند که رايحه خوش مکانهاي تميز موجب مي شود افرادي که در اين محيطها زندگي مي کنند بخشنده تر و سخاوتمندتر از ساير افراد باشند.
زندگي در يک محل تميز و معطر بي شک بسيار مطلوب است. اکنون برخي از محققان دانشگاه بريگام يانگ اثرات حس تميزي را بر روي رفتار افراد مورد بررسي قرار دادند.
اين دانشمندان دو تحقيق مختلف را براي دستيابي به اين نتايج انجام دادند. در اين تحقيقات داوطلبان به دو گروه تقسيم و در دو اتاقي که اولي بوي پاکيزگي مي داد و دومي يک اتاق معمولي بود قرار داده شدند و رفتار آنها که در معرض رايحه خوش تميزي قرار گرفته بودند، بررسي شد.
در آزمايش اول، "بازي اعتماد" تجويز شد. در اين آزمايش داوطلبان از يک فرستنده بي نام مبلغي پول حداکثر 12 دلار دريافت کردند. سپس از آنها خواسته شد که يا تمام پول را براي خود نگه دارند و يا مبلغي از آن را به سرمايه گذاران ناشناس اهدا کنند.
در اين آزمايش مشخص شد که به طور متوسط افرادي که در اتاق معمولي بودند تنها 91/2 دلار را اهدا کردند درحالي که افرادي که در اتاق معطر بودند 83/5 دلار را بخشيدند.
براساس گزارش ساينس ديلي، در آزمايش دوم داوطلبان بايد به يک سازمان عامل المنفعه مقداري پول را اهدا مي کرد. در اين مورد نيز، کساني که در اتاقي بودند که رايحه پاکيزگي مي داد سخاوت بيشتري نشان دادند به طوري که 22 درصد از آنها پولهاي خود را به صورت خيريه اهدا کردند درحالي که تنها 6 درصد از افراد گروه کنترل اين کار را انجام دادند.
پزشكان تاكيد كردند: حتي يك نخ سيگار در طول عمر كافي است كه سلامت انسان را نابود سازد. نتايج يك پژوهش جديد نشان داده است؛ روشن كردن فقط يك نخ سيگار ميتواند عوارض و اثرات جدي و خطرناكي روي سلامت جوانان بر جاي بگذارد.
دكتر استلا داسكالوپولو ــ محقق و كارشناس مركز بهداشتي دانشگاه مك گيل ــ در اين پژوهش دريافت كه كشيدن تنها يك نخ سيگار احتمال سخت شدن عروق سرخرگي را در افراد 18 تا 30 ساله تا حدود 25 درصد افزايش ميدهد.
با سخت شدن عروق خوني كار قلب دشوارتر ميشود و خطر بروز بيماريهاي قلبي و سكته افزايش مييابد.
مشروح اين پژوهش در كنگره 2009 قلب و عروق كانادا به ميزباني انجمن قلب و سكته و انجمن قلب و عروق كاناد ارائه شده است.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر را آزاد مي کنم اگر توانستي دم يکي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طويله اولي که بزرگترين بود باز شد . باور کردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي که در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي کوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشيد تا گاو از مرتع گذشت.
دومين در طويله که کوچکتر بود باز شد. گاوي کوچکتر از قبلي که با سرعت حرکت کرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش کنم چون گاو بعدي کوچکتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.
سومين در طويله هم باز شد و همانطور که فکر ميکرد ضعيفترين و کوچکترين گاوي بود که در تمام عمرش ديده بود. پس لبخندي زد و در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگيرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!
زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهيم ممکن است که ديگر هيچ وقت نصيبمان نشود. براي همين سعي کن که هميشه اولين شانس را دريابي.
احساس خشم در افراد مبتلا به بيماريهاي مزمن رايج است. اما خشمگين بودن هميشه به سلامت جسمي و عاطفي شما صدمه ميزند
اگر مبتلا به بيماريهاي مزمني مانند ديابت هستيد، اين توصيهها به شما كمك ميكند تا بتوانيد با خشم خود كنار بياييد:
* مشخص كنيد كه از چه چيزي عصباني هستيد، و فكر كنيد كه چگونه خشمتان بر زندگيتان اثر ميگذارد.
* شيوههايي را بياموزيد كه تا هنگام احساس خشم خودتان را آرام کنید. نفسهای عمیق و آرام بکشید، بنشینید و برای چند دقیقه آرام بمانید. * سعی کنید که چیزهایی را که شما را خشمگین میکند، تغییر دهید. * در مورد خشم خود یادداشت روزانه نگهدارید، و برای کنار آمدن با هر موقعیت عصبانیکننده راه بهتری را پیدا کنید. * از خشمتان برای انگیزهبخشی برای تغییر دادن زندگیتان استفاده کنید.
آموخته ام ...... بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي پير ترين فرد دنياست . آموخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود. آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي . آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت . آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم . آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ، همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند . آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد . آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد . آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان . آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد . آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم. آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم . آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ، بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم. آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ، و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .
آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن وي
* در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات پدران هم.
* در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
* در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم میكند.
* در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
* در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود میسازد. * در 40 سالگی آموختم ك رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
* در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق میافتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
* در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
* در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
* در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد، اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
* در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
* در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
* در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه میدهد و به محض آن كه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
* در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگ ترین لذت دنیا است.
براي کارهاي بزرگتر و مسووليتهاي بيشتر بايد از آدمهاي با فکر بلند استفاده کرد. چون فرصتي براي تربيت افراد براي پستهاي حساس وجود ندارد و سازمان نياز دارد تا فورا اقداماتي را صورت داده و تدابيري را بيانديشد.
آدمهاي کوتاه از نظر فکري چون معمولا تا نوک بينيشان را ميبينند، علاوه بر آنکه به زمان بيشتري براي ظرفيتسازي و آمادگي پذيرش مسووليت بيشتر و کسب مهارتها و دانش و رفتار و شخصيت براي تصدي پست بالاتر نياز دارند ممکن است از عهده مسووليتهاي بيشتر و قابلت مديريت ارشد نيز بر نيايند. چراکه هر چقدر در طبقات سازماني يک شغل بالاتر ميرويم نياز به تخصص و انديشه و وسعت ديد و تجربه بيشتر و بيشتر ميشود تا کارهاي اجرايي روزمره. به عبارتي سادهتر نياز به مهارتهاي رهبري بيشتر ميشود تا مهارتهاي مديريتي.
براي همين رساندن افراد عادي به آنجا واقعا براي سازمان هم هزينهبر است و هم سرمايه بر. افرادي با افق ديد بلند و فکر باز و خلاق بهتر ميتوانند همفکري و تصميم سازي كنند.